بایگانی برچسب: مسند احمد

پاسخ ازاستدلال۱-جایگاه زیارت

پاسخ ازاستدلال۱-جایگاه زیارت

پاسخ از استدلال براى  منع زیارت و سفر براى  آن

پیروان ابن تیمیّه و وهّابیان براى  اثبات ادّعاشان ـ نسبت به عدم مشروعیّت زیارت قبور انبیاء و اولیا و نامشروع بودن سفر سوى  آنها ـ به بعضى  از احادیث استدلال کرده‏ اند ، و در همه جا این احادیث ورد زبانشان است ؛ به نظرمان آمد که به نمونه‏ هایى از آنها بپردازیم ، تا آنها را بر میز بحث و تحلیل گذاریم ، و پاسخ مناسب را ارائه دهیم .

[ استدلال به احادیث «منع شدّ رحال» ]

براى  منع سفر سوى  زیارت پیامبر  ص  ـ چه رسد به غیر پیامبر ـ به احادیث زیراستدلال کرده‏ اند :

۱ . از ابو سعید خدرى  و ابى  هُرَیْرَه روایت شده که پیامبر  ص  فرمود : بار سفر بسته نمى ‏شود مگر سوى  سه مسجد ؛ مسجد الحرام ، مسجد الأقصى  ، و مسجد من[۱] .

ادامه‌ی خواندن

تبرّک به آثاررسول اللّه‏ ص۲ -جایگاه زیارت

تبرّک به آثاررسول اللّه‏ ص۲ -جایگاه زیارت

ب . تبرّک به آثار پیامبر اکرم ص پس از وفات آن حضرت (در روایات اهل سنّت)
۱ . از على  ع روایت شده که فاطمه  علیهاالسلام دختر رسول خدا ص سوى  قبرپیامبر ص آمد خود را بر آن انداخت ، آن گاه مشتى  از خاک قبر آن حضرت را گرفت وبر دو چشمش نهاد و گریست و این اشعار را مى ‏خواند :ماذا على  من شمّ تربةَ احمدٍ
أن لا یشمّ مَد الزّمان غوالیا
صُبَّت عَلَیّ مصائبُ لو أنّها
صُبَّت عَلَى  الأیّام صرنَ لیالیا[۱]
بر کسى  که تربت احمد را ببوید چه باک که در طول زمان [ و مدّت عمر ] دیگر بوى خوش به کار نبرد .بر من مصیبت‏هایى  فرو ریخت که اگر بر روها فرود مى ‏آمد شب مى ‏شدند .

ادامه‌ی خواندن

سیره مسلمانان-جایگاه زیارت

سیره مسلمانان-جایگاه زیارت

سیره مسلمانان درزیارت پیامبر  ص

مسلمانان در زمان حیات پیامبر اکرم  ص به زیارت آن حضرت اهتمام مى ‏ورزیدند ، و به ویژه پس از هجرت ـ طبقات مختلف مردم ـ با شوق و حسرت روزافزون ، نزد پیامبر  ص حاضر مى ‏شدند تا از فیض نورانى  جوشان وجود آن حضرت بهره ببرند ، و کلام شریف او را به گوش جان بشنوند و از سلوک و رفتارمبارکش درس آموزند .پس از وفات پیامبر  ص ـ در طى  قرون گذشته تا به امروز ـ مسلمانان به زیارت مرقد مطهّر آن حضرت شتافته ‏اند ، و در تاریخ چیزى  را نمى ‏یابم که بر ترک این سنّت مبارک دلالت کند ؛ صحابه ـ از مهاجران و انصار ـ پیوسته براى  زیارت پیامبر  ص ونماز در مسجدش ، روى  مى ‏آوردند ، و بعد از آنان تابعین [ و نسل پس از صحابه ]همین شیوه را پیمودند ، و به همین ترتیب این سیره نسل اندر نسل تا روزگار مااستمرار یافت .

ادامه‌ی خواندن

بخش دوّم:فصل ششم۲ : – تدوین السُنّة

بخش دوّم:فصل ششم۲ : – تدوین السُنّة

ضمیمه اوّل :منع از نقل شفاهى  حدیث

در مقدّمه بخش دوّم دانستیم که ابوبکر پس از رحلت رسول خدا  صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم حدیث نوشت سپس با سوزاندن آنها ، اقدام به نابودى  آنها نمود و ما جز همین اقدام عملى  ـ که بهترین دلیل بر منع بود ، و بسیار گویاتر از منع از طریق الفاظ
وکلمات است ـ به چیز دیگرى  که از جانب وى  منع از تدوین صادر شده باشد دست نیافتیم .امّا مى ‏بینیم ابوبکر بصورت علنى  حدیث گفتن به نقل از رسول خدا  صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم  رامنع مى ‏کند و این ، تأکید بیشترى  دارد در این که ابوبکر مانع تدوین حدیث بوده است چه آن که لازمه این کار بطور مسلّم منع از تدوین خواهد بود !از این جهت که کسى  وجود ندارد که قائل به منع نقل شفاهى  باشد امّا تدوین را جایز بداند در حالى  که برعکس آن (مانع از تدوین و اجازه دهنده نقل شفاهى ) وجود دارد ، چراکه در میان کسانى  که مانع تدوین شده‏ اند اشخاصى وجود دارند که نقل شفاهى  را جایز دانسته ‏اند ، بلکه باید گفت منع از نقل شفاهى جز از ناحیه خلفاء و مانعین از تدوین ، از سوى  کسى  دیگر دیده نشده است .چنان که بحث در این باره خواهد آمد . ادامه‌ی خواندن

بخش دوّم:فصل اوّل–تدوین السُنّة

بخش دوّم:فصل اوّل–تدوین السُنّة

نهى شرعى از نوشتن حدیث

مهمترین چیزى که مانعین در صحّت منع از تدوین بدان تکیه کرده ‏اندنصوصى است به نقل از پیامبر  صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏آله  که گویاى این است که آن حضرت از نوشتن حدیث نهى فرمود .پیش از آن که به این نصوص بپردازیم ، باید مقدمه‏ اى بسیار مهم را متذکّر شویم و آن این که :مانعین با وجود این که به شدّت به دنبال اثبات منع بوده و مى‏ خواهند بدان رنگ و لعابى شرعى و دینى ببخشند و با براهین متفاوت کوشش مى‏ کنند مخالفین را ساکت کنند ، هیچ یک از آنان را ندیدیم که به این نصوص تکیه کند ویا این که منع را به شرع منسوب کند . در میان اخبارى که از عمر نقل شده است ـ که پیشوا و بزرگ مانعین است ـ خبرى نیافتیم که وى مانع را به پیامبر  صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏آله ‏وسلم نسبت
داده باشد بلکه وى و دیگر مانعین به توجیهات دیگر و مصلحت‏ هایى که مدّ نظرشان بوده است روى آورده‏ اند . و شکى نیست که اگر منع تدوین مستند به شریعت بود براى مانعین بهترین وسیله و بهانه بود که بدان پناه برده و دستاویزش شوند تا مخالفین خود را که تدوین را مباح مى‏ دانند ، ساکت کنند[۱] .

ادامه‌ی خواندن

فصل چهارم :بخش۲ –تدوین السُنّة

فصل چهارم :بخش۲ –تدوین السُنّة

۸ ـ رافع بن خدیج انصارى  (م۷۴)مسلم در صحیح خود به نقل از نافع بن جبیر آورده است : مروان اموى  براى  مردم خطبه خواند و درباره مکّه و اهل آن و حرمتش سخن گفت،امّا از مدینه
واهل آن وحرمتش سخنى  نگفت ، از این جهت رافع بن خدیج او را خطاب کردو گفت : چرا مکّه و اهل آن و حرمتش را متذکّر شدى  امّا از مدینه واهل آن وحرمتش چیزى  نگفتى  ؟ در حالى  که رسول خدا  صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله ‏وسلم از مشرق تا مغرب این
شهر[۱] را حرام دانست و این در پوست دباغى  شده خَولانى [۲] نوشته شده و دردست ماست ، اگر خواستى  آن را برایت مى ‏خوانم[۳] .و قبلاً ذکر شد که رافع بن خدیج از کسانى  بود که از پیامبر  صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله ‏وسلم براى  نوشتن حدیثش اجازه خواستند و آن جناب نیز به آنان اجازه داد و فرمود : «به نقل از منبنویسید اشکالى  ندارد»[۴] .

ادامه‌ی خواندن

باب دهم-نقدوهّابیان درباره زیارت

باب دهم-نقدوهّابیان درباره زیارت

در شفاعت

شفاعت‏ها در آخرت ، پنج نوع ‏اند و همه ‏شان براى  پیامبر ما  صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله ثابت است . به بعضى  از آنها هیچ کس جز پیامبر نمى ‏تواند دست یازد ودر بعضى  از آنها ، دیگران شریک‏ اند و پیامبر  صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله  پیش از همه است . ازاین رو ، شفاعت (در معناى  فراگیرش) به آن حضرت باز مى ‏گردد وبعضى  از انواعِ شفاعت ، ویژه اوست .اینکه پیامبر  صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله  مى ‏فرماید : «مَن زارَ قَبْری وَجَبَتْ له شفاعتی»(هرکه قبر مرا زیارت کند ، شفاعتم بر او واجب مى ‏شود) مى ‏توانداشاره به شفاعتِ اختصاصى  پیامبر باشد و مى ‏تواند اشاره به عموم شفاعت به شمار آید .قاضى  عِیاض و دیگران گفته‏ اند : شفاعت پنج قسم است :[۱]

ادامه‌ی خواندن

باب نهم بخش ۲ -نقدوهّابیان درباره زیارت

باب نهم بخش ۲ -نقدوهّابیان درباره زیارت

[ ادراک و احساس ]

اَحادیثى  که درباره عذاب قبر هست و به حدّ تواتر مى ‏رسد (و
بخارى  و مسلم و دیگران روایت کرده‏ اند و اهل سنت به مدلول آنهااجماع دارند) بر درک و فهمِ میّت ، دلالت مى ‏کند . از بهترین این اَحادیث ، روایتى  است که از ابوبَکْرَه نقل شده است ، وى  مى ‏گوید :در حالى  که با شخص دیگرى  به همراه پیامبر  صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله قدم مى ‏زدیم ، پیامبر  صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله  به دو قبر درآمد و فرمود : «صاحب این دو قبر ، هم اکنون در قبرشان عذاب مى ‏شوند ، کدام یک از شما چوبى  از این نخل برایم مى ‏آورد ؟» .من به رفیقم پیشى  جستم ، شاخه بى ‏برگى  را از نخل
شکستم و آوردم . پیامبر  صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله  آن را از بالا دو نیم کرد ،نصفى  را روى  یکى  از آن دو قبر و نصفِ دیگر را روى
دیگرى  گذاشت و فرمود : تا زمانى  که این چوب‏ها تازه ‏اند ، بر این دو سخت گرفته نمى ‏شود ! این دو ، به جهت غیبت و [ ناپرهیزى از ] ادرار ، عذاب مى ‏شدند .

ادامه‌ی خواندن

باب هفتم-نقدوهّابیان درباره زیارت

باب هفتم-نقدوهّابیان درباره زیارت

شبهه ‏ها و پاسخ‏ ها

شبهه اوّل

در حدیث آمده است که سفر روا نیست مگر سوى  سه مسجد :
مسجد پیامبر  صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله و مسجد الحرام (کعبه یا مسجد ابراهیم) و مسجدالأقصى  (بیت المقدس یا مسجد ایلیاء) .[۱]معناى  این حدیث این است که سوى  جا و مکانى  نباید بار سفربست مگر به طرفِ این سه مسجد .شایان ذکر است که در سفر ، دو چیز نهفته است :
۱ . انگیزه و غرض ؛ مانند سفر براى  حج ، آموختنِ دانش ، جهاد ،زیارت پدر و مادر و .. .
۲ . مکانى  که پایانِ سفر است [ و سفر بدانجا صورت مى ‏گیرد ] مانندسفر به مکّه ، مدینه ، بیت المقدس یا دیگر مکان‏ها [ براى  غرض وهدفى  ] غرض ، هرچه مى ‏خواهد باشد .

ادامه‌ی خواندن

محتواى نامه بخش۱– نامه امام على ع به قاضى اهواز

محتواى نامه بخش۱– نامه امام على ع به قاضى اهواز

این رساله ، بعد از احکام و آداب و قواعد فقهى  مهم در باب قضاوت وآداب قاضى  (که خواننده در متن نامه آنها را مى ‏یابد) در بر دارنده امورى مهم است ، از جمله :
۱ . سخن امام  علیه ‏السلام که به قاضى  فرمود :وَاعْلَم بِأَنّی وَلّیتُک لِثِقَتی بک ، فلا تُخْلِف ما أَمَّلْتُه فیک ؛[۱]بدان که من به جهتِ اعتمادم به تو ، بر قضاوت گماردمت ، پس برخلافِ این انتظار گام بر مدار [ و ناامیدم مکن ] .این سخن ، با صراحت ، به وثاقت قاضى  دلالت دارد ـ به توثیق خودامام  علیه ‏السلام ـ و این ، سواى  دلالتِ منصبِ قضاوت بر عدالت است ؛ چراکه شرط عدالت ـ به اجماع ـ در آن معتبر است .

ادامه‌ی خواندن